چشم خواباندن

مترادف‌ها

فریب دادن، گول زدن، تدلیس، مکر کردن

متضادها

حقیقت گفتن، صداقت

لغت نامه دهخدا

چشم خواباندن. [ چ َ / چ ِ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) تغافل کردن. گویند فلانی چشم خود را خوابانیده است؛یعنی دیده و دانسته تغافل کرده است. ( از آنندراج ). نادیده انگاشتن. خود را به نادیدگی زدن:
دشمنان را دارم از تیغ تغافل سینه چاک
چشم خواباندن بود شمشیر خواباندن مرا.صائب ( از آنندراج ).رجوع به چشم خوابانیدن شود.

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (مص ل. ) نک چشم - پوشی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تغافل کردن.
تغافل کردن
نادیده انگاشتن، تغافل کردن، چشم خوابانیدن

ویکی واژه

نک چشم - پوشی.

جمله سازی با چشم خواباندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سیاستمدار تلاش می‌کرد با وعده‌های انتخاباتی بسیار اغراق‌آمیز، با چشم خواباندن به مشکلات واقعی اقتصادی کشور، سعی در فریب دادن مردم و رای‌دهندگان داشته باشد.

💡 نباید اجازه دهیم که افراد فریبکار با نمایش موفقیت‌های کاذب، با چشم خواباندن به باورهای قلبی ما، در طول مسیر زندگی فریبمان دهند.

💡 تلاش برای چشم خواباندن به واقعیت‌های تلخ زندگی، در نهایت منجر به تصمیمات اشتباه و فروپاشی تمام برنامه‌هایی می‌شود که با دقت طراحی شده‌اند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران