پیش فروختن
مترادفها
پیشفروش
لغت نامه دهخدا
پیش فروختن. [ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فروختن قبل از موعد مقرر. فروختن پیش از فرا رسیدن زمان مقرر. بها ستدن قبل از تحویل و بدست آمدن جنس. پیش فروش کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فروختن پیش از موعد مقرر پیش فروش کردن.
جمله سازی با پیش فروختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استراتژی شرکتها برای پیش فروختن محصولات جدید، راهکاری هوشمندانه برای مدیریت دقیق میزان تقاضای مشتریان در بازارهای بسیار رقابتی و دشوار است.
💡 هدف از پیش فروختن بلیطهای کنسرت، تامین مالی مراحل مختلف تولید و اجرای برنامه توسط برگزارکنندگان آن رویداد بزرگ و مهم است.
💡 بسیاری از تولیدکنندگان با پیش فروختن کالاهای خود، سعی در کاهش ریسکهای مالی و تامین سرمایه اولیه برای روند تولید دارند.