لغت نامه دهخدا
( پیش آینده ) پیش آینده. [ آ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مقبل. مقدم. نزدیک آینده. متصدی. ( منتهی الارب ). مترقی. متجاوز. رخ دهنده: متکلف؛ پیش آینده بکاری که افزون باشد از حاجت. مستمیت؛ پیش آینده به جنگ. کابح؛ پیش آینده ازآن چیز که فال بد می گیری از وی. میتاح؛ پیش آینده مردم را به بدی. ( منتهی الارب ). رجوع به پیش آمدن شود.