پنهان گردیدن

مترادف‌ها

پنهان شدن، مخفی شدن

متضادها

آشکار شدن، نمایان شدن، پیدا شدن

لغت نامه دهخدا

پنهان گردیدن. [ پ َ / پ ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) مستور، مخفی، پوشیده شدن: چون ضعیفی افتد میان دو قوی... معایب و مثالب ظاهرگردد و محاسن و مناقب پنهان گردد. ( تاریخ بیهقی ).
هرجای که آفتاب رخشان گردد
پیدا باشد که سایه پنهان گردد.عطار.و رجوع به پنهان شدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روی در کشیدن پوشیده شدن مخفی شدن غایب گشتن استخفائ خفائ استتار غروب. یا پنهان شدن بامدادین. غایبی بامدادین غروب صباحی مقابل طلوع صباحی و مسائی پدید آمدن بامدادین ( التفهیم ).

جمله سازی با پنهان گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی خورشید در پشت ابرهای تیره و سنگین پنهان گردید، دمای هوا به سرعت کاهش یافت و سایه‌های بلندی بر سطح زمین ایجاد شد.

💡 حیوان کوچک برای نجات از دست شکارچی، سریعاً در میان بوته‌های انبوه و تاریک جنگل پنهان گردید تا کسی متوجه حضور او نشود.

💡 حقیقت تلخ در پس پرده‌های پنهان گردیده بود و هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد که با شجاعت و صراحت درباره آن موضوع بسیار حساس صحبت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران