پست گردیدن
مترادفها
تنزل یافتن، پایین آمدن، فرومایه شدن
متضادها
بالا رفتن، والا شدن، ارتقا یافتن
لغت نامه دهخدا
پست گردیدن. [ پ َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) پائین آمدن. تنزل یافتن:
هستم من آن بلند که گشتم ز چرخ پست
هستم من آن عزیز که ماندم ز دهر خوار.سنائی. || خراب شدن:
که گفتی جهان سر بسر گشت پست
پس آنگه یکی گفت کایوان شکست.فردوسی.|| با زمین هموار شدن. یکسان شدن با زمین.
فرهنگ معین
( ~. گَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - پایین آمدن. ۲ - فرومایه شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پایین آمدن تنزل یافتن. ۲- خراب شدن. ۳- یکسان شدن با زمین هموار شدن.
ویکی واژه
پایین آمدن.
فرومایه شدن.
جمله سازی با پست گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن سیاستمدار با خیانت به عهدههای اخلاقی خود، به سمت پست گردیدن در رفتار و از دست دادن احترام همگان در جامعه حرکت کرد.
💡 تلاش برای رسیدن به اهداف ناپاک، تنها باعث پست گردیدن شخصیت انسان و سقوط او در چشم اطرافیان و دوستانش خواهد شد.
💡 تاریخ نشان داده است که بسیاری از حاکمان مستبد، با تمرکز بر قدرت، در نهایت به سوی پست گردیدن و فراموشی در تاریخ رفتند.