وشائج
مترادفها
پیوندها، روابط
متضادها
گسستگی، جدایی، انفصال
لغت نامه دهخدا
وشائج. [ وَءِ ] ( ع اِ ) ج ِ وشیجة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).بیخ و ریشه درخت. ( آنندراج ). رجوع به وشیجة شود.
فرهنگ فارسی
جمع وشیجه بیخ و ریشه درخت
پیوندها، روابط
گسستگی، جدایی، انفصال
وشائج. [ وَءِ ] ( ع اِ ) ج ِ وشیجة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).بیخ و ریشه درخت. ( آنندراج ). رجوع به وشیجة شود.
جمع وشیجه بیخ و ریشه درخت