هراسانیدن

مترادف‌ها

ترساندن، وحشت‌زده کردن

متضادها

آرام کردن، تسکین دادن، دلگرم کردن

لغت نامه دهخدا

هراسانیدن. [ هََ دَ ] ( مص ) ترسانیدن. هراساندن. هراس دادن. بیم کردن. ( یادداشت به خط مؤلف ). ضوع. تخویف. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) هراس دادن ایجادترس کردن تخویف.

جمله سازی با هراسانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داستان‌های قدیمی و افسانه‌های محلی با توصیف موجودات مرموز و ترسناک، سعی در هراسانیدن کودکان داشتند تا آن‌ها را از دور شدن در شب‌های تاریک بازدارند.

💡 شاعر بزرگ در اشعار حماسی خود با استفاده از واژگان قدرتمند و تصاویر بدیع، سعی در هراسانیدن دشمنان و نشان دادن شکوه و عظمت قلمرو خود داشت.

💡 برخورد ناگهانی با جرات و قدرت بی‌حد و حصر یک فرمانده بزرگ، باعث هراسانیدن لشکریان دشمن و فروپاشی کامل روحیه جنگندگی آن‌ها در میانه میدان نبرد شد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران