هجینه

مترادف‌ها

دورگه، مخلوط، ترکیبی

متضادها

خالص، ناب

لغت نامه دهخدا

( هجینة ) هجینة. [ هََ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث هجین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج، هُجن، هجائن، هِجان. ( اقرب الموارد ). رجوع به هجین شود.

فرهنگ فارسی

مونث هجین

کلمات مرتبط