هبلیس

لغت نامه دهخدا

هبلیس. [ هَِ ] ( ع اِ ) کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). احدی. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). هبلس: ما فی الدار هبلیس؛ یعنی نیست در آن خانه کسی. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز