نیکو جبلت
مترادفها
خوشخویی، نیکسرشتی، خوشطبعی
متضادها
بد ذات، بد طبع
لغت نامه دهخدا
نیکوجبلت. [ ج ِب ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) نیکوسرشت. نیک نهاد. نیکوطینت.
فرهنگ فارسی
نیکو سرشت. نیک نهاد. نیکو طینت.
خوشخویی، نیکسرشتی، خوشطبعی
بد ذات، بد طبع
نیکوجبلت. [ ج ِب ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) نیکوسرشت. نیک نهاد. نیکوطینت.
نیکو سرشت. نیک نهاد. نیکو طینت.