لغت نامه دهخدا
نیم قبا. [ ق َ ] ( اِ مرکب ) نیم تنه. ( یادداشت مؤلف ):
کاندرین مهرگان فرخ پی
ز او مرا نیم موی و نیم قباست.فرخی ( از یادداشت مؤلف ).
نیم قبا. [ ق َ ] ( اِ مرکب ) نیم تنه. ( یادداشت مؤلف ):
کاندرین مهرگان فرخ پی
ز او مرا نیم موی و نیم قباست.فرخی ( از یادداشت مؤلف ).
نیم تنه.