نیم موی

لغت نامه دهخدا

نیم موی. ( اِ مرکب ) ظاهراً نیم تنه ای از موئینه بوده است. نیم تنه پوست. ( یادداشت مؤلف ):
کاندرین مهرگان فرخ پی
زو مرا نیم موی و نیم قباست.فرخی.

فرهنگ فارسی

ظاهرا نیم تنه ای از موئینه بوده است نیم تن. پوست.

جمله سازی با نیم موی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منّت‌کش خور نیم که از عکس رخت در هر بن موی آفتابی دارم

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز