نگونسر

لغت نامه دهخدا

نگونسر. [ ن ِ س َ ] ( ص مرکب ) نگونسار. سرنگون. در تمام معانی رجوع به نگونسار شود:
این رایت نگونسر و رخش بریده دم
بر غافلان هفت خطرگه برآورید.خاقانی.جرمی نکرده حلقه گوشش نگونسر است
آویخته به سایه مشکین کمند او.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نگون سار: آید سوی بحرتیره و شور چون غواصان نگون سر وعور. ( تحفه العراقین )

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز