نسنجیده گویی
مترادفها
بیملاحظگی، بیپروا، بیگدار به آب زدن
متضادها
سنجیده گویی، خردمندی
لغت نامه دهخدا
نسنجیده گویی. [ ن َ س َ دَ/ دِ ] ( حامص مرکب ) نسنجیده گفتن. ناسنجیده گفتن.
فرهنگ فارسی
نسنجیده گفتن. ناسنجیده گفتن.
جمله سازی با نسنجیده گویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محیطهای رسمی و کاری، از افراد انتظار میرود که با دقت صحبت کنند تا از بروز هرگونه نسنجیده گویی و سوءتفاهمهای احتمالی جلوگیری شود.
💡 نسنجیده گویی در هنگام بحثهای سیاسی میتواند باعث ایجاد تنشهای اجتماعی و شکافهای عمیق میان گروههای مختلف مردم در یک جامعه پایدار گردد.
💡 او همیشه سعی میکرد پیش از اظهار نظر در مورد مسائل حساس، ابتدا موضوع را بررسی کند تا از هرگونه نسنجیده گویی در آینده جلوگیری نماید.