نجاز
لغت نامه دهخدا
نجاز. [ ن َ ] ( ع مص ) نجز. انجاز. ( المنجد ). روا کردن حاجت. قضای حاجت. رجوع به نجز شود.
فرهنگ فارسی
روا کردن حاجت نجاز نجز قضای حاجت.
نجاز. [ ن َ ] ( ع مص ) نجز. انجاز. ( المنجد ). روا کردن حاجت. قضای حاجت. رجوع به نجز شود.
روا کردن حاجت نجاز نجز قضای حاجت.