لغت نامه دهخدا
( مهیرة ) مهیرة. [ م َ رَ ] ( ع ص ) زن آزاد گران کابین. ( منتهی الارب ). کدبانو. ( زمخشری ). ج، مهائر. حره. مملوکة. مقابل امه. زن اصلمند. زن اصیل زاده. زن کدبانو: فیقولون انه [ ان اسقلبیوس ] ابن افوللن و بنت فلاغواس قورونس مهیرته. مهیره ایام که از مهرم به جان می نهاد... ( نفثةالمصدور ص 112 چ یزدگردی ).