منفغر
مترادفها
متکبر، مغرور، خودبین، خودپسند، خودخواه
متضادها
متواضع، فروتن
لغت نامه دهخدا
منفغر. [ م ُ ف َ غ ِ ] ( ع ص ) دهان گشاده. || غنچه شکفته. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفغار شود.
جمله سازی با منفغر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با آن رفتار منفغر و مغرورانه خود، باعث شد که تمام دوستان قدیمیاش از او فاصله بگیرند و دیگر کسی حاضر نباشد با او معاشرت کند.
💡 هیچکس دوست ندارد با فردی که رفتاری بسیار منفغر و متکبرانه دارد معاشرت کند، زیرا این ویژگی شخصیتی باعث ایجاد تنش در روابط اجتماعی میشود.
💡 در داستانهای کلاسیک، قهرمانان معمولاً با عبور از صفات منفی مانند غرور و رفتار منفغر، به مرحلهای از کمال اخلاقی و انسانی دست مییابند.