منفجی
مترادفها
منفجر شونده، ترکیده
متضادها
آرام
لغت نامه دهخدا
منفجی. [ م ُ ف َ ]( ع ص ) درگشاده. ( آنندراج ). در و دروازه گشاد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفجاء شود.
منفجر شونده، ترکیده
آرام
منفجی. [ م ُ ف َ ]( ع ص ) درگشاده. ( آنندراج ). در و دروازه گشاد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفجاء شود.