مندعی
لغت نامه دهخدا
مندعی. [ م ُ دَ] ( ع ص ) جواب دهنده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اندعاء شود.
فرهنگ فارسی
جواب دهنده.
جمله سازی با مندعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که یک مندعی در پروندههای پیچیده قضایی است، همواره ادعاهای خود را با شواهد و مدارک محکم برای اثبات حقیقت ارائه میدهد.
💡 آن شخص مندعی در مورد مالکیت زمینها، همواره با گفتن حرفهای غیرواقعی سعی در فریب دادن دیگران و تصاحب اموال غیرقانونی دارد.
💡 وکیل در دادگاه تلاش کرد تا نشان دهد فرد مندعی با سوءاستفاده از قوانین، سعی در رسیدن به اهداف ناپسند خود از طریق دروغ دارد.