منبوذه

مترادف‌ها

طرد شده، رانده شده، متروک، مطرود

متضادها

پذیرفته، محبوب

لغت نامه دهخدا

( منبوذة ) منبوذة. [ مَم ْ ذَ ] ( ع ص ) مؤنث منبوذ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منبوذ شود. || آنچه از لاغری خورده نشود. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط