مناقع

لغت نامه دهخدا

مناقع. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَنقَع، به معنی دریاو جایی که در آن آب گرد آید. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). ج ِ منقع. ( از اقرب الموارد ). ج ِ منقع و مَنقَعَة. ( ناظم الاطباء ): و هو ینبت فی القیعان و مناقعالماء. ( ابن البیطار، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به منقع شود.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز