منازه
مترادفها
پاک، منزه، بی عیب، بی نقص
متضادها
آلوده، ناقص، پست
لغت نامه دهخدا
( منازة ) منازة. [ م ُ نازْ زَ ] ( ع مص ) همدیگر چیرگی جستن درخطاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
منازه. [ م َ زِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ مَنزَهَة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منزهة شود.
فرهنگ فارسی
جمع منزهه.