مموهه
مترادفها
فریبنده، پوشیده، پنهان، ساختگی
متضادها
آشکار، نمایان، عیان
لغت نامه دهخدا
( مموهة ) مموهة. [ م ُ م َوْ وَ هََ ] ( ع ص ) آنچه ظاهر با باطنش مخالف باشد. ( از تعریفات جرجانی ).
- حکمت مموهة؛ مغالطات. سفسطه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مموه یا حکمت مموهه سوفسطیقا سفسطه ( ترجمه الفهرست ۴۵۶ )