لغت نامه دهخدا
( ملطاة ) ملطاة. [ م ِ ] ( ع اِ ) رجوع به ملطاط ( معنی آخر ) شود.
ملطاة. [ ] ( ع اِ ) مشطالغول و آن به کوهستان های بلند روید و شاخهای باریک دارد و گل و میوه نیارد و برگش به برگ گشنیز ماند و گویند سه اوقیه آشامیدن آن در گزیدگی سگ هار سودمند بود. ( ابن البیطار از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). گیاه مشطالغول. ( از دزی ج 2 ص 613 ).