لغت نامه دهخدا
( مفاجة ) مفاجة. [ م ُ فاج ْ ج َ ] ( ع مص ) میان پای از هم بازنهادن در رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). میان دو پا را از هم گشاده راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مفاج شود.
مفاجة. [ م َ ج َ ] ( ع ص ) مرد گول. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد احمق. ( از اقرب الموارد ).