لغت نامه دهخدا
مصطکا. [ م ُ / م َ طَ ] ( معرب، اِ ) مصطکاء. مصطکی. ( ناظم الاطباء ). جوالیقی گوید به گفته ابن انباری کلمه ممدود ( یعنی مصطکاء ) و دخیل است و آن علک رومی است. ( المعرب ص 320 ). رجوع به مصطکی شود.
مصطکا. [ م ُ / م َ طَ ] ( معرب، اِ ) مصطکاء. مصطکی. ( ناظم الاطباء ). جوالیقی گوید به گفته ابن انباری کلمه ممدود ( یعنی مصطکاء ) و دخیل است و آن علک رومی است. ( المعرب ص 320 ). رجوع به مصطکی شود.