لغت نامه دهخدا
مصاهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) دامادخسری کننده. || خویش سببی: آنگه اسماعیل را و قبیله جرهم را حج فرمود و مناسک بیاموخت و ایشان مصاهران اسماعیل بودند. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ). و رجوع به مصاهرت و مصاهرة و مصاهره شود.
مصاهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) دامادخسری کننده. || خویش سببی: آنگه اسماعیل را و قبیله جرهم را حج فرمود و مناسک بیاموخت و ایشان مصاهران اسماعیل بودند. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ). و رجوع به مصاهرت و مصاهرة و مصاهره شود.