مسگون
مترادفها
مسکون، آباد، پرسکنه
متضادها
خالی، مهجور
لغت نامه دهخدا
مسگون. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پائین خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل، آب آن از تجرود هزارچشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
مسکون، آباد، پرسکنه
خالی، مهجور
مسگون. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پائین خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل، آب آن از تجرود هزارچشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).