مستمخر
لغت نامه دهخدا
مستمخر. [ م ُ ت َ خ ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استمخار. آنکه جهت خنکی برابر باد می ایستد. ( ا ز ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استمخار شود.
جمله سازی با مستمخر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قرارداد مستمخر به درستی امضا شده بود و طبق آن، مستأجر حق داشت از تمام امکانات موجود در ساختمان به مدت پنج سال به طور کامل استفاده کند.
💡 در اسناد قدیمی مالکیت آن زمین بزرگ ذکر شده بود که به صورت مستمخر به چندین خاندان مختلف در طول دهههای گذشته واگذار شده بود.
💡 حقوق مستمخر بر اساس توافق طرفین قرارداد و با توجه به شرایط فعلی بازار مسکن در این منطقه، به صورت ماهانه و منظم پرداخت میگردد.