مستضری
مترادفها
آسیبدیده، رنجکشیده، مظلوم
متضادها
سودرسان، نفعرسان، خیرخواه
لغت نامه دهخدا
مستضری. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استضراء. به فریب شکارکننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استضراء شود.
آسیبدیده، رنجکشیده، مظلوم
سودرسان، نفعرسان، خیرخواه
مستضری. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استضراء. به فریب شکارکننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استضراء شود.