مستبذ

مترادف‌ها

مستبد، خودرأی، زورگو

لغت نامه دهخدا

مستبذ. [ م ُ ت َ ب ِذذ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استبذاذ. به معنی مستبد است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). خودرأی. خودکامه. رجوع به استبذاذ و مستبد شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران