مرثود

لغت نامه دهخدا

مرثود. [ م َ ] ( ع ص ) متاع بر هم نهاده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رثید. منضود. متاعی روی هم نهاده. ( از اقرب الموارد ). رَثَد. ( متن اللغة ). نعت مفعولی است از رَثد. رجوع به رثد شود.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز