مرتخ

لغت نامه دهخدا

مرتخ. [ م ُ ت َخ خ ] ( ع ص ) فروهشته و نرم. ( آنندراج ).ارتخ الرجل و العجین؛ استرخی. ( اقرب الموارد ). || شوریده رای. ( آنندراج ). ارتخ رأیه؛ اضطراب. ( اقرب الموارد ). || سکران مرتخ؛ نیک مست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طافح. ( اقرب الموارد ).

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز