متوهن

مترادف‌ها

ضعیف‌شده، سست‌شده

متضادها

تقویت کردن، استوار کردن

لغت نامه دهخدا

متوهن. [ م ُ ت َ وَهَْ هَِ ] ( ع ص ) سست و کاهل و تنبل کار. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به توهن شود.

فرهنگ فارسی

سست و تنبل کار

کلمات مرتبط