متهول
مترادفها
مبهوت، حیران، شگفتزده، مدهوش
لغت نامه دهخدا
متهول. [ م ُ ت َ هََ وْ وِ ] ( ع ص ) ترسانیده شده از شکل گرگ. ( ناظم الاطباء ). || کسی که به مال چشم زخم میرساند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تهول شود.
مبهوت، حیران، شگفتزده، مدهوش
متهول. [ م ُ ت َ هََ وْ وِ ] ( ع ص ) ترسانیده شده از شکل گرگ. ( ناظم الاطباء ). || کسی که به مال چشم زخم میرساند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تهول شود.