متهادن

مترادف‌ها

صلح‌کننده، آرام‌یافته، مصالحه کننده

متضادها

ستیزه‌جو، جنگ‌طلب، متخاصم

لغت نامه دهخدا

متهادن.[ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) راست ایستنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || کار درست و راست. ( آنندراج )( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). راست و نیک ترتیب داده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهادن شود.

فرهنگ فارسی

راست ایستنده

کلمات مرتبط