متعنف
مترادفها
خشن، تندخو، پرخاشگر، ستیزهجو
متضادها
مسالمتآمیز، ملایم، آرام
لغت نامه دهخدا
متعنف. [ م ُ ت َ ع َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) سرزنش کننده و درشت خوئی نماینده. ( غیاث ). و رجوع به تعنف شود.
خشن، تندخو، پرخاشگر، ستیزهجو
مسالمتآمیز، ملایم، آرام
متعنف. [ م ُ ت َ ع َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) سرزنش کننده و درشت خوئی نماینده. ( غیاث ). و رجوع به تعنف شود.