متعذل
متضادها
شاد، خوشحال، خشنود
لغت نامه دهخدا
متعذل. [ م ُ ت َ ع َذْ ذِ ] ( ع ص ) نکوهش پذیرنده. ( آنندراج ). شکیبای برملامت و سرزنش. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعذل شود.
شاد، خوشحال، خشنود
متعذل. [ م ُ ت َ ع َذْ ذِ ] ( ع ص ) نکوهش پذیرنده. ( آنندراج ). شکیبای برملامت و سرزنش. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعذل شود.