متشرط
مترادفها
مشروط
متضادها
بیشرط، مطلق
لغت نامه دهخدا
متشرط. [م ُ ت َ ش َرْ رِ ] ( ع ص ) نیک نگرنده در کار خود. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متوجه و آگاه و خبردار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشرط شود.
مشروط
بیشرط، مطلق
متشرط. [م ُ ت َ ش َرْ رِ ] ( ع ص ) نیک نگرنده در کار خود. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متوجه و آگاه و خبردار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشرط شود.