متزندق

مترادف‌ها

ملحد، بی‌دین، کافر، مرتد

متضادها

مؤمن، باایمان

لغت نامه دهخدا

متزندق. [م ُ ت َ زَ دِ ] ( ع ص ) زندیق شونده و زندیق. ( آنندراج ). زندیق شده و بی دین و ملحد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تزندق شود.

جمله سازی با متزندق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تاریخ صدر اسلام، بسیاری از افرادی که به عقاید غیرسنتی گرایش داشتند، تحت عنوان متزندق شناخته می‌شدند و با چالش‌های فکری بزرگی روبرو بودند.

💡 فیلسوفان دوران باستان همواره با گروه‌های متزندق و کسانی که اصول اعتقادی جامعه را زیر سوال می‌بردند، در بحث‌ها و مناظرات طولانی و پیچیده شرکت می‌کردند.

💡 حکومت‌های استبدادی معمولاً با برچسب متزندق زدن به مخالفان خود، تلاش می‌کردند تا از قدرت سیاسی و مذهبی خود در برابر انتقادات گسترده محافظت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران