متحالی
متضادها
غلیظ
لغت نامه دهخدا
متحالی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) شگفتی و زیبائی نماینده. یقال: تحالت المراءة اذا ظهرته حلاوة و عجباً. ( آنندراج ) ( ازفرهنگ جانسون ). و رجوع به تحالی و ماده بعد شود.
غلیظ
متحالی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) شگفتی و زیبائی نماینده. یقال: تحالت المراءة اذا ظهرته حلاوة و عجباً. ( آنندراج ) ( ازفرهنگ جانسون ). و رجوع به تحالی و ماده بعد شود.