متجالی
مترادفها
آشکار، نمایان، هویدا
متضادها
پنهان، مخفی، مستور
لغت نامه دهخدا
متجالی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) هویدا کننده باهم حال خود را. ( آنندراج ). مر یکدیگر را از حال هم آشکار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجالی شود.
آشکار، نمایان، هویدا
پنهان، مخفی، مستور
متجالی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) هویدا کننده باهم حال خود را. ( آنندراج ). مر یکدیگر را از حال هم آشکار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجالی شود.