متتوج
مترادفها
تاجگذاری شده، پادشاه شده
متضادها
خوار
لغت نامه دهخدا
متتوج. [ م ُ ت َ ت َوْ وِ ] ( ع ص ) تاج پوشنده و تاجدار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون و اشتینگاس ). و رجوع به تتوج شود.
تاجگذاری شده، پادشاه شده
خوار
متتوج. [ م ُ ت َ ت َوْ وِ ] ( ع ص ) تاج پوشنده و تاجدار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون و اشتینگاس ). و رجوع به تتوج شود.