متشرف
مترادفها
گرامیداشته شده، محترم، صاحبشرف
متضادها
پست، خوار، بیشرف
لغت نامه دهخدا
متشرف. [ م ُ ت َ ش َرْ رِ ] ( ع ص ) بزرگ و بزرگ منش. ( آنندراج ). تعظیم شده و توقیرشده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || متکبر و مغرور. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || گشاده دست و خوبروی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تشرف شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ شَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) صاحب تشرف، بزرگ منش، ج. متشرفین.
فرهنگ عمید
بزرگ داشته، بزرگ منش.
ویکی واژه
صاحب تشرف، بزرگ منش؛
متشرفین.
جمله سازی با متشرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کمکهای مالی از افرد غیر عضو قبول نمیشود و از اعضای متشرف نیز به صورت کاملاً صوری و نه اجباری است.
💡 ما بسیار متشرف هستیم که امروز در این مراسم باشکوه و رسمی در کنار شما بزرگواران و شخصیتهای برجسته جامعه حضور پیدا کردهایم.
💡 خانواده ایشان را بسیار متشرف میدانیم که اجازه دادند ما برای ابراز همدردی و تسلیت، در مراسم سوگواری آنها شرکت و حضور یابیم.
💡 حضور شما در این نشست علمی باعث شده است که ما بسیار متشرف باشیم و بتوانیم از تجربیات ارزشمند شما در این حوزه بهرهمند شویم.