متشرف
مترادفها
گرامیداشته شده، محترم، صاحبشرف
متضادها
پست، خوار، بیشرف
لغت نامه دهخدا
متشرف. [ م ُ ت َ ش َرْ رِ ] ( ع ص ) بزرگ و بزرگ منش. ( آنندراج ). تعظیم شده و توقیرشده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || متکبر و مغرور. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || گشاده دست و خوبروی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تشرف شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ شَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) صاحب تشرف، بزرگ منش، ج. متشرفین.
فرهنگ عمید
بزرگ داشته، بزرگ منش.
ویکی واژه
صاحب تشرف، بزرگ منش؛
متشرفین.
جمله سازی با متشرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمکهای مالی از افرد غیر عضو قبول نمیشود و از اعضای متشرف نیز به صورت کاملاً صوری و نه اجباری است.