لغت نامه دهخدا
لؤلؤ خشاب. [ ل ُءْ ل ُ ءِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به لؤلؤ خوشاب شود:
لب شیرینش چون تبسم کرد
شور در لؤلؤ خشاب انداخت.عطار.
لؤلؤ خشاب. [ ل ُءْ ل ُ ءِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به لؤلؤ خوشاب شود:
لب شیرینش چون تبسم کرد
شور در لؤلؤ خشاب انداخت.عطار.