لهو کننده
مترادفها
سرگرم کننده
متضادها
جدی، کسل کننده
لغت نامه دهخدا
لهوکننده. [ ل َهَْ وْ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لهو کردن. آنکه لهو کند. سامد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از لهو کردن.
سرگرم کننده
جدی، کسل کننده
لهوکننده. [ ل َهَْ وْ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لهو کردن. آنکه لهو کند. سامد. ( منتهی الارب ).
نعت فاعلی از لهو کردن.