لهو کننده
مترادفها
سرگرم کننده
متضادها
جدی، کسل کننده
لغت نامه دهخدا
لهوکننده. [ ل َهَْ وْ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از لهو کردن. آنکه لهو کند. سامد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از لهو کردن.
جمله سازی با لهو کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن دوران باستان، برخی از فیلسوفان معتقد بودند که موسیقی نباید به عنوان یک وسیله لهو کننده استفاده شود، زیرا ممکن است ذهن انسان را از مسیر تفکر عمیق و حقیقت دور کند.
💡 داستانهای پر زرق و برق و تصاویر فریبنده رسانههای مدرن، گاهی مانند یک ابزار لهو کننده عمل میکنند که باعث میشوند مردم از مسائل حیاتی و واقعیتهای تلخ زندگی اجتماعی خود غافل شوند.
💡 او همیشه سعی میکرد با مطالعه کتب اخلاقی و علمی، از قرار گرفتن در محیطهای لهو کننده و بیهوده پرهیز کند تا بتواند تمرکز خود را بر پیشرفت فردی و معنوی حفظ نماید.