فوضوضی

مترادف‌ها

آشفتگی، هرج‌ومرج، بی‌نظمی، بی‌سامانی

متضادها

نظم، ترتیب، انضباط

لغت نامه دهخدا

فوضوضی. [ ف َ ضو ضا ] ( ع ص ) فوضوضاء. ( اقرب الموارد ). رجوع به فوضوضاء شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران