فراز گردیدن
مترادفها
بالا رفتن، اوج گرفتن، صعود کردن
متضادها
فرود آمدن، پایین آمدن
لغت نامه دهخدا
فراز گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) بسته شدن:
فراشو چو بینی در صلح باز
که ناگه در توبه گردد فراز.سعدی.رجوع به فراز شدن و فراشدن وفراز شود.
فرهنگ فارسی
۱ - بسته شدن ۲ - باز شدن ( اضداد ).