غیرت خوردن

مترادف‌ها

حسادت کردن، غیرتی شدن

متضادها

بی‌غیرتی، بی‌تفاوتی

لغت نامه دهخدا

غیرت خوردن. [ غ َ رَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) رشک بردن و رقابت کردن. غیرت داشتن. ( ناظم الاطباء ). غیرت بردن. غیرت آوردن. رجوع به غیرت و غَیرَة شود. || حفظ ناموس کردن. ( ناظم الاطباء ). تعصب و حمیت داشتن. رجوع به غیرت و غَیرَة شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - رشک بردن ۲ - حفظ ناموس کردن.

کلمات مرتبط