لغت نامه دهخدا
غشغا. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) مخفف غشغاو. رجوع به غشغاو شود: ماچین... به شکارگاه غشغا بگرفت، آن بر چشم او خوش آمدش، برداشت گفت: این زینت حرب را شاید. ( مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص 99 ).
غشغا. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) مخفف غشغاو. رجوع به غشغاو شود: ماچین... به شکارگاه غشغا بگرفت، آن بر چشم او خوش آمدش، برداشت گفت: این زینت حرب را شاید. ( مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص 99 ).